برخي كه ميلياردي از بيت المال به نام هنرگرفتهاند،امروز طلبكار نظام شده اند
يكي از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس با اشاره به جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري و انتقادات برخی افراد در این جلسه، اظهار داشت: وام بوده اينها گرفتند، پول بوده اينها گرفتند، امتياز بوده اينها گرفتند، بعد كجا يك هنر ناب
تحويل مردم دادند؟ اگر این باندها نبود و سرمايه گذاري روي نيروهاي تازه نفس مي شد، دهها شجريان متعهد از دل این سرمایهگذایرها بيرون مي آمد.
مهندس سعيد قاسمي در گفتوگوي تفصيلي با رجانيوز، در خصوص مباحث مطرح شده در جلسه هنرمندان و اهالي فرهنگ با رهبر معظم انقلاب كه هفته گذشته برگزار شد، توضيحاتي داد و به نيازهاي امروز در جبهه فرهنگي اشاره كرد كه در بسياري از آنها ضعف وجود دارد.
وي پس از آن به حواشي جلسه هنرمندان با مقام معظم رهبري پرداخت كه متن كامل اين مصاحبه در ادامه آمده است:
سخنانی که شما در آن دیدار مطرح كرديد، يك سري حساسيت هايي ايجاد كرد، محورهای اصلی این اظهارات چه بود؟
در جلسه اي كه صاحب منسبان فرهنگي نظام و همه كساني كه در شعر و موسيقي و در كل در عرصه فرهنگي و هنري كشور فعاليت دارند، حضور داشتند، قرار شد عده اي از هنرمندان و فرهنگيان هر كدام در حدود 5 دقيقه صحبت كنند، به اين جهت هركسي شاه بيت هاي سخنان خود را بيان مي كرد و اين براي من هم سخت بود كه در وقتي اندك، همه سخنانم را بگويم، لذا زماني كه پشت تريبون قرار گرفتم، به مقام معظم رهبري گفتم كه ياد مجمع عمومي سازمان ملل افتادم كه فيدل كاسترو قرار بود وقت كمي را سخنراني كند ولي وقتي رفت در جايگاه يك دستمالي را روي ساعت رومیزی انداخت و يك ساعت صحبت كرد. به آقا عرض كردم من هم دستمال آوردم ولي نه ساعتي وجود دارد و نه اين جماعت توافق مي كنند كه بنده بيشتر صحبت كنم!
به آقا عرض كردم "شما ما را به عنوان مركز فرهنگي ميثاق مي شناسيد كه با رويكردي فرهنگي مشغول فعاليت هستيم، شما روي اساسنامه ميثاق يك جمله اي را مرقوم كرديد كه همان را دستور العمل كارمان قرار داديم، شما پيوسته دغدغه هاي خودتان را در غالب ناتوي فرهنگي، شبيخون فرهنگي، جبهه فرهنگي، مهندسي فرهنگي و از اين قبيل موارد اعلام كرديد، اگرچه برخي آقايان اعتقاد دارند كه اصلاً كدام جبهه و كدام دشمن و فرهنگ؟ مي گويند اين نگاه دون كيشوتي شماهاست به موضوع كه توهم برايتان ايجاد شده، چون عرصه، عرصه تبادل و اطلاعات است و اين موضوعات وجود ندارد. ولی ما اعتقاد داريم كه اين لقمه مسموم و وارداتي از خارج است كه در دهان داخلي ها گذاشته شده است، ما خطمان با اينها يكي نيست، چون خط ما خط قرآن است لذا اگر كسي تأکید كند كه دشمني وجود ندارد يا نادان و احمق است و يا عامل دشمن.
اما وقتي شما [رهبرانقلاب] لفظ جبهه فرهنگي را به كار مي بريد، اين جبهه شاخصه هايي دارد؛ اول اينكه يك زميني براي نبرد وجود دارد، دوم دشمن و دشمنيای که میکند، سوم خودي ها، چهارم يك سري سنگر، پنجم ميله مرزي ها يا بنچ مارك ها، كه شما هم فرموديد اگر ما اين ميله هاي مرزي اعتقادي را نداشته باشيم يا عده اي اين ميله ها را بردارند، اين باعث قرار گرفتن خودي ها در جبهه دشمن مي شود و آن زمان دشمن هم وقتي ببيند شاخصي وجود ندارد، تحريك مي شود كه در جبهه خودي قرار گيرد. شاخصه ششم، وجود موانع براي جلوگيري از نفوذ دشمن است، هفتم وجود يگانهاي مختلف است، و يك شاخصه هم لجمن (لبه جلويي منطقه نبرد) است.
دو شاخصه عمده، جبهه فرهنگي يكي خط است و ديگري مركز فرماندهي. اين جبهه اگر تشكيل شده، كجاست و مركز فرماندهي آن دست كيست؟ چرا بچه هاي ما نمي توانند آن را تشخيص دهند و از آن عبور مي كنند؟ چرا نمي فهمند كه اين خط قرمز است؟ بهترين حالت اين است كه بگوييم ما جزيره داريم نه خط، به اين معني كه هيچ نيرويي مقابل دشمن تشكيل نشده و اين جزيره ها هم پدافندي است که اين هم جاي تأسف دارد كه امروز اينقدر بايد كوتاهي كردهايم كه در موضع دفاعي هستيم، در صورتي كه اگر ما فعال بوديم، الآن باید تهاجم فرهنگي مي كرديم."
البته يك جمله اي نوشته بودم كه در محضر رهبري نگفتم اما اينجا مي گويم؛ با آقا سيد مرتضي آويني كه رفته بوديم بوسني، فيلم تهيه كنيم، وقتی برگشتيم تا فيلم را مونتاژ كنيم، در بخشي از فيلم، يك رزمنده بوسنيايي كه موهاي تاج خروسي يا به اصطلاح فشن داشت و يك پيراهن ركابي هم تنش بود، روي قبضه اسلحه اش برچسب امام خميني چسبانده بود و روي سينه اش هم نوشته بود الله اكبر. سيد مرتضي گفت وقتي مي گوييم تهاجم فرهنگي يعني همين، كه با اين فاصله از ايران، پيام امام انتقال پيدا كرده و اين مصداق بارز تهاجم فرهنگي است.
بعد به آقا عرض كردم "ما جزيره داريم و سربازهاي خوبي هم در حوزه هاي مختلف هنري داريم ولي اينها انفرادي و حتي خودسر عمل مي كنند و به هم دست نداده اند، چون از هم جدا هستند، هم در تدافع و هم در تهاجم نمي توانند آن گونه كه بايد كار كنند، چون لابلاي اين جزيره ها، فضاهاي خالي وجود دارد كه باعث صدمه خوردناشان مي شود لذا شاهديم كه اسب تروآ مي آيد و عبور مي كند و سربازهايش را هم خالي مي كند و كسي هم نمي فهمد، چرا نمي فهميم؟ چون در اين جبهه نمي دانيم چه كسي نقش اطلاعات- عمليات را دارد، چه كسي نقش تخريبچی را دارد و... شاعر نمي داند امروز شعر نياز داريم، عكاس نمي فهمد امروز عكس نياز داريم و از اين قبيل موارد،. اشكال اين است كه همه با هم شليك مي كنند، يكي بايد استراحت كند، يكي بايد حمله كند، يكي بايد پشتيباني كند و...، به نوعي همه كار مي كنند ولي اين كار ثمره اي را كه مد نظر است، ندارد. اين تلفاتي كه داريم براي چيست؟ دو اتفاق دارد مي افتد يكی اينكه عليرغم اينكه شما [رهبر انقلاب] ديد و شناخت عميق نسبت به مسايل داريد، اين آقايان ندارند، به تعبیری، ديده بان ها دير اطلاع ميدهند كه كي، كجا، چه كسي، چگونه و چهطور مي خواهد عمل كند، دوم اينكه نقشه راه نداريم، اين ناكارآمدي در ساختار است، اگرچه در عمل هم نهادهاي متعددی در اين حوزه مانند صداوسیما، وزارت ارشاد، سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري و... وجود دارند، ولي موازي كاري مي كنند بنابراين كسي توجه نمي كند كه در يمن دارند شيعيان را مي كشند."
ناگفتههاي سرتيم حفاظت احمدينژاد از سال 84 تا 86
|
ناگفتههاي سرتيم حفاظت احمدينژاد از سال 84 تا 86 تيمهاي حفاظت همواره از نزديكترين افراد به مقامات مسئول محسوب ميشوند و از اين جهت ناگفتههاي آنان مورد توجه قرار مي گيرد و زواياي رسمي و غير رسمي زندگي يك مسئول بيشتر نمايان ميشود. سرتيم رئيس جمهور از سال 84 تا 86 به بيان بخشهايي از اين زوايا پرداخته است. مقام معظم رهبري به دكتر احمدي نژاد تكليف كرده بود كه شرعا و عرفا رعايت كنند و شب ساعت 9 به خانه بروند سردار جهانگير داييحامد از سال 84 به مدت دو سال مسئوليت تيم حفاظت رئيس جمهور را بر عهده داشت. از آنجايي كه وي در مقاطع و لحظههاي مختلف در كنار محمود احمدي نژاد بوده، از لحاظ تاريخي ميتواند شاهد خوبي بر مشي و عملكرد شخصي و مديريتي رئيس جمهور در طول دو سال اول رياست جمهوري باشد.
|
حق با افراد شناخته نميشود
حجت الاسلام مرتضي آقاتهراني از حدود 6 سال قبل که به ايران بازگشت، رفت و آمدش به تهران و جلسات مذهبي پايتخت بيشتر شد و منابر وي مورد توجه ويژه جوانان قرار گرفت. آقا تهراني 2 دوره کارشناسي ارشد با موضوع روانشناسي و مطالعات اسلامي را در مؤسسه امام خميني و دانشگاه مک گيل کانادا پشت سرگذاشته است و پس از آن براي تحصيل در مقطع دکتراي فلسفه- عرفان به دانشگاه بينگ همتن امريکا رفته است.
خاطرات خواندني وي از دوران تحصيل و موضوع اخلاق انتخاباتي، بخش اصلي گفتگوي تفصيلي با اين عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) را که زير نظر آيت الله مصباح اداره مي شود، تشکيل مي دهد:
چه ضرورتي داشت به عنوان يک عالم ديني تحصيل کرده در حوزه هاي علميه براي ادامه تحصيل به خارج از کشور برويد. اساساً اين نگاهي که در مؤسسه امام خميني قم مبني بر فراگيري علوم روز حاکم است، بر چه اساسي است؟
براي پاسخ به اين سؤال قدري عقب بر مي گردم. دبستان محل تحصیل من "حسینی" بود. بعد به دبیرستان "نشاط" رفتم. هنوز هم با دبیرانشان ارتباط دارم. رشته ام طبیعی بود (علوم تجربی) و اصلاً به طلبگی نمی خورد...............
سپاه نبايد نسبت به اصولگرايي بيتفاوت باشد
گروه سياسي: سردار حاج محمد كوثري فرمانده لشگر پرافتخار محمد رسول الله (ص) طي سالهاي 64 تا 78 است. همين فرماندهي 14 ساله بر اين لشگر است كه باعث شده نام وي تداعي كننده نام لشگر باشد. وقتي از جنگ سخن مي گويد نشانه هاي غيرت در صورتش پوشيده نمي ماند.
چگونگي ورود به سپاه، دلايل پذيرش قطعنامه، ميزان اثرگذاري القائات كميته تبليغات و تداركات جنگ در پايان جنگ، ميزان اثرگذاري باند مهدي هاشمي در جبهه ها، جريان خروج نظاميان از نظامي گري و ورود به سياست، شايعات مخالفان اصولگرايان درباره استفاده انتخاباتي از بسيج و سپاه، اظهارات اخير حسن روحاني و سرانجام گمانه زني درباره سرنوشت حاج احمد متوسليان، محورهاي اصلي گفتگوي رجانيوز با سردار كوثري را تشكيل مي دهد:
چگونه و با چه انگيزه اي وارد سپاه شديد؟
هر انسان و مخصوصاً هر جوانی برای خودش الگویی در زندگی در نظر می گیرد و ما هم با سن و سالی که داشتیم، الگویمان حضرت امام(ره) بود. انسان متدین، مبارز، آگاه به مسائل روز و خصوصیات عارفانه بسیاري که اگر بخواهیم برشماريم، بسیار طولانی می شود. ایشان برای ما از همه نظر الگو بود؛ چه قبل از انقلاب، چه حین انقلاب و چه بعد از انقلاب......................
